شروعي تازه
سلام خدمت تمام دوستان محترم وهمشهریان عزیز مدتهاست که نتوانستم در این فضای وب در خدمت دوستان باشم وحداقل بازدیدی از نوشته های زیبایشان داشته باشم . آنچه امروز مرا وادار کرد که دوسه خط بنویسم دیدن مصاحبه ایی از جناب آقای نایب ریس فدراسیون فوتبال اقای ایت اللهی بود .راستش را بخواهید روزی که نتایج انتخابات اعلام شد من یکی که شوکه شدم . واقعا اینقدر قحط الرجال بود که ایشان که سوابق ناموفقش در استان فارس دل هر شنوندهای را بدرد می آورد باید نفر دوم فوتبال ما شود .آخر این جناب با کدام پرونده می خواهند . این فوتبال را بچرخانند . راستی بر ق شیراز را چه بلایی به سرش آوردند .بقیه تیمها ی استان چه وضعیتی دارند . اصلا مگر بیش از بیست شهرستان نداریم . ؟چند فوتبالیست از این شهرها در لیگ بازی میکنند .یعنی توانایی ایشان از امثال محمدی> فتح الله زاده وو این همه تحصیلکرده ورزشی ووووبیشتر بود . همین فوتبال کازرون را ببینید .چه جایگاهی در استان ویا کشور دارد . مگر همین برق که روزگاری از تیمهای خوب کشور بود پشتش از بازی در کازرون نمی لرزید و یا کماء وشهید سپاس ووووو متا سفانه انچه مشخص است . این است که : از ماست که بر ماست دوستان خوب وهمشهریان عزیز سال نوی همگی مبارک . آرزومند سالی سرشار از شادی و راستی برای همه مردم ایران زمین حجت الا سلام سید محمد مهدی پور فاطمی از محبوبیت بسیار بالا و ویژه ای در منطقه دشتی استان بوشهر برخوردارند . روز جمعه ایشان برای چهرمین بار پیاپی به مجلس شورای اسلامی راه یافتند . لازم به ذکر است که ایشان از اصلاح طلبان ادوار مجلس بوده اند . القصه روز گذشته شایعه ای شنیده شد که یکی از کاندیداهای این منطقه که البته هزینه زیادی هم در این انتخابات متحمل شدند اعلام نموده اند که تا زمان باز نشستگی حجت الا سلام پور فاطمی ، . در انتخابات کاندیدا نخواهند شد .گویا روز جمعه والده این کاندیدای خوش قیافه به مسجد رفته ورای خویش را به صندوق می اندازند . اما پس از بازگشت به منزل .در حالیکه اقای کاندیدا به شدت استرس داشتند ، مادر فرزندش را در اغوش گرفته وپس از بوسیدن به او می گوید: مادر رفتم به سید پور فاطمی رای دادم . تا خداوند به تو کمک کند ودر انتخابات پیروز شوی ....... این روزها ارام ارام بازار انتخابات داغ و به تبع ان شایعاتی نیز به گوش می رسد ".لذا لازم است به بعضی صحبت ها پاسخ داده شود . فارغ از بسیار مشخصات وخصائل نیک وبد٬ عمده معروفیت پدر پیر ما که بزرگ خانواده دشمن زیاری نیز می باشد ٫از گذشته تا کنون ٫ باز بودن درب خانه اش به روی مردم از گداو درویش وکولی تا وزیر وکبیر وشاه بوده وهست . وهمین سرای کوچک روستایی روزگاری اتاق فکر تصمیماتی شد که برای سالها سرنوشت شهرستان را تغییر وبه دست کسانی داد که ...وبه بالاترین درجات اجرایی در این مملکت رسیدند .در همین خانه وکاشانه بود که برایشان آوازه ساختند.انان که هیچ کس حتی نزدیکانشان نیز انان را نمی شناختند .ومردم نیز الطاف خویش را نسبت به این خانواده دریغ نداشتند .واین چنین پل پیشرفت وپیروزی کسانی قرار گرفتیم که کوتاه زمانی بعد ٬پل ها را فرو ریختند بدین امید که این خانواده بزرگ پای براین جاده مگذارند .هنوز فریادها ودادو بیدادهای پدر و سه روز آوارگی وسرگردانیش را در کوه ها ٬تپه ها ~وبیابانهای ماهور میلاتی وچشمه دلبر .انتهای بخش خشت و دادین وبسار جاها که تنها جادهای مال رو داشتند. برای کسب رای آقایان٬ در گوشمان می پیچد .هنوز قصه مجالس وستادها وپذیراییهای این پیرمرد از مردم در ان انتخاباتها نقل محافل این بخش است . شاید اگر ان اتفاق تلخ وباور نکردنی چهار سال پیش وان همه سنگ اندازیها وخیانتهای همینان نبود .امروز تقدیر وسرنوشت دیگری در جاده پیشرفت شهرستان رقم خورده بود وچنین پس رفت وسقوط آزادی نداشتیم .که البته این نیز تقدیر الهی بود آزمایشی سخت ... طی چند روز گذشته بسیاری از کاندیداهای محترم با رایزنی و واسطه قرار دادن افراد بسیار عزیزی پای بر خانه پدر مان گذاشته اند ٬که البته مهمان حبیب خداست واحترامش واجب که این از نشانه های مسلمانیست ..لیک انچه از از گوشه وکنار شنیده می شود شایعاتی است که هدفمند یا بدون منظور توسط عدهای از دوستان براه افتاده است . که البته ماخود خبره انتخاباتیم .اینجا به نمایندگی از خود خانواده وبسیار ی از فامیل وطایفه وانان که در دور ه قبل به این خانواده لطف داشتند . اعلام میکنیم : برای ما تنها وتنها یک انتخاب در پیش است ٬ وان دکتر دشمن زیاری. لذا باز هم خدمت تمامی دوستان عزیز اعلام میکنیم :انتخاب ما انتخاب دکتر دشمن زیاریست ومی دانم که امروز همه دوستان از نظرایشان اگاهی دارند هنوز چشمان زیبا و نگاه جذاب تو صدایم می زنند .هنوز صدا و خنده های کودکانه ات در گوشم هست هنوز هق هق رو زهای کودکی ات ٬ و جمله بابا من میخوام بس سوخته بمونم ... هنوز ان لگدی که در زمین فوتبال به تو زدم یادم هست .... هنوز روزهای پر شور نوجوانی وجوانیت با من هست . هنوز صدای خند ه های بی آلایش تو در گوش من می پیچد .راستی یادت هست گاهی وقتها هم دعوا می کردیم . سر هیچ ... هنوز صدای زنگ تلفن ٬نیمه شب ۱۹ بهمن ۸۶ تمام وجودم را می لرزاند ...کاش ٬کاش ٬کاش چهار سال است که رفته ای اما همه می دانند . تو اینجایی همین جا در کنار من وتمامی خانواده ....راستی پیمان ٬خیلی وقته٬ که به خواب من ٬نیومدی ........ قنبر غر غر کنان وارد منزل شد و قنبر : هیبت بابا صدای مختار بزن آماده شین بریم جلسه خونه آغوی سبزیکار ولایت بالاسون . هیبت : من که حوصله جلسه ملسه ندارم قنبر :همینطور هستین که هیچی نمیشین . بچه های مردم رو ببینید .چطوری خودشونو می چسبونن .همینه که همتون بیکارید . چند ساله که مدرکتو گرفتی وبیکاری . پسر اغای سبزیکار را نگاه کنید . چطوری شد شهردار ؟حالا هم شده مبلغ نماینده٬ تو این ولایت واون ابادی هیبت : من بمیرم نمی تونم مثل اونها باشم مختار : چرا مگه چکار کردن ؟ هیبت : آقای سبزیکار فامیل اقای فلانی که دور قبل کاندید بود هستند .قصه اینه که مدتی قبل از انتخابات قبلی این آقای سبزیکار دنبال یه وام میلیاردی بود از قضا بانک طبق قانون درخواست وثیقه وضمانت میکنه . و تو اون روزا چه کسی بهتر از خانواده آقای فلانی که کاندید بود و دستش زیر سنگ .خلاصه اینکه این آقا میره پیش پدر آقای .... و در خواست ضمانت و وثیقه میکنه . پدر پیر فلانی هم از ایشون عذر خواهی میکنه ومیگه تو این سن وسال پیری این مبلغ میلیاردی رو نمی تونم ضامن بشم . حالا اگه ده بیست میلیون بود یه چیزی ولی من شرمنده شما هستم . جناب سبزیکار هم از رو ی لجبازی یا .... میره سراغ جناب دیگه وبا کلی شرط و شروط میشه مخالف فامیل وهمسایه خودش . القصه تقی به توقی خورد و با از میدون به در شدن بعضی ها واتفاقات تلخی که برای بعضی دیگه افتاد قرعه فال بنام بنده خدا افتاد . موجی به راه افتاد ومردم بی خبر از اینکه این موج از کجا اومده و به کجا خواهد رفت .سوار موج شدند و سر نوشت رقم خورد به هر حال پس از جلوس جناب نماینده ٬پسر اقای سبزیکار هم به پاس زحمات بی شائبه خود وپدر . مغازه خود را از بازار لباس فروشها رها کرده وتبدیل به شهردار محبوب ومردمی انجیر آباد گردیدند . : مختار : عجب !!! هیبت : راستی شنیدید . جناب نماینده قول داده بخش این ورکوه و اون ور کوه و میون کوه رو تیدیل به شهرستان میکنه ..؟؟!! قنبر : چه خوب .! این که خیلی عالیه .مختار بابا یالله بپوش . قول شهر داری اون ور کوه رو باید بگیریم .........!!! مختار : هیبت "تو هم پا شو بریم . شاید تونستیم ٬ برای تو هم ٬یه قولی بگیریم......!!!!!!!!!!!!!!!!!! (انتخاب اسامی بصورت تصادفی بوده امیدوارم که کسی به خودش نگیره واز دست من ناراحت نشه ) شب گذشته در یک فاجعه آتش سوزی در مرکز نگهداری معلولین وکم توانان ذهنی وجسمی در بوشهر سه کودک ونوجوان هموطنمانُ٬ جان خویش را از دست دادند . متاسفانه دلیل آتش سوزی اتصال سیم های برق بخاری اعلام گردیده است . در حالیکه فرماندار وسایر مقامات بوشهر در حال تقدیر وتشکر از آتش نشانی وبهزیستی !!!!!!!!!!!!! به دلیل جلوگیری از بزرگ تر شدن فاجعه !!!!!!!!!!!!!!!!!! هستند . به اطلاع دوستان وخواننده های این وب می رسانم که عامل اصلی نجات حداقل پانزده نفر از این بچه های مظلوم وبی دفاع ُ٬ خدمتگذار مرگز علمی کاربردی بوشهر (اقای علی کرم بهی ) بود ٬که با شنیدن صدای جیغ وداد پرستاران ٬به عنوان اولین نفر (بااینکه چند نفر حاضر در محل ُجرات ورود نداشتند ) وارد ساختمان شده وبا از خودگذشتگی بسیاری از این کودکان پاک ومظلوم را از مرگ فجیع نجات می دهد . این در حالیست که ماموران نجات نزدیک بیست دقیقه پس از شروع آتش سوزی وسروصدای مردم به کمک می شتابند .( که البته باید از انان نیز کمال تشکر را داشت). راستی مقصر کیست ؟؟؟؟؟!!!! برای دیدن http://www.bushehrnews.com/fa/news/41447/تصاويرحادثه-ديدگان-آتش-سوزي-مركز-معلولين-بوشهرکلیک کنید قنبر : به سلامتی کی هست؟ . اینها چیه تو دستات ؟ غلام : کاندید قنبر :نه نباید تحویل می گرفتی . کارشون خیلی زشت بوده . اینها چی فکر کردن ؟ببر بریز در خونه دلالشون .... غلام :گفتند که منظوری نیست برای اینکه به میزبانشون فشارمالی نیاد .............القصه پسر ٬پدر را راضی کرد که چنین است وچنان وووو دقایقی بعد گردو خاکی به راه افتاد چندین خودرو درب منزل قنبر توقف کردند .هیبت درب را باز کرد . جناب کاندید ((((.))))) با هیئت همراه وارد منزل شدند.... فرد خوش لهجه وصحبت وشیک پوشی:همراه همیشکی جنا ب((((.)))) بودند ٬ شروع به صحبت کرد : امروز به لطف خدا خدمت شما هستیم تا با کمک شما ودیگر دوستان بسوی پیروزی وانتخاب جناب.... حرکت کنیم . هرچند که از همین امروز من به شما اطمینان می دهم (((((.)))) نماینده این شهر خواهند بود .البته با حمایت وکمک شما قنبر : ما کی باشیم هر چه خدا بخواهد همراه:نه جناب قنبر اینطور نیست ما امده ایم خدمت شما وتا قول نگیریم دست از سرتون بر نمی داریم . تمام مردم رو شما حساب ویژه دارند . (((())))انشائلله با کمک شما به مجلس می رود. چون چکیده این شهر ... قنبر :شما لطف دارید . تمام دوستان هم بچه همین شهرند ومال همین مردم کاندید (((()))::با اجازه خودم را معرفی میکنم بنده اهل همین شهر و دارای مدارک تحصیلی فوق لیسانس و تجربه های مدیریتی زیادی می باشم . قنبر :جناب نماینده دوستان شما می گن که شما از عشایر (...... پشت کوه )هستید و خلاصه عشایر زاده واز فلان طایفه اید . البته ما پرس وجو کردیم گویا واقعیت ندارد ؟ کاندید :نه نه اینطور نیست من اصالتا عشایرم . منزل پدر مادر زن بابای من در فلان منطقه بوده که محل عبور وکوچ عشایر بوده ..واونها با ایشون رفت وامد داشته اند . ودختر خواهر پدر مادر زن بابای من با یکی از جوانان طایفه == وصلت کردن . همه اونها با ما هستند . قنبر : البته با این حساب مردم منطقه (...بین کوه )و طایفه فلان به شما رای نخواهند داد . اینها خیلی با هم لج ولجبازی میکنند .این دو در انتخابات همیشه انتخابشون با هم متفا وته همراه : با خندهای بلند فرمودند . اما جناب ((((.)))) استثنا هستند . ایشان مادرشون اهل پاچه کوه منطقه (بین کوه) هستند . قنبر :خب پس حتما این خلیفه پدر زن هیبت مارا که اهل اونجاست میشناسید ؟ کاندیدا:با لکنت ودستپاچگی :البته نه نه البته .. همراه :البته پدر بزرگ ایشان سالها پیش از انجا مهاجرت کردن ...... به خاطر این هست که ایشون رو به جا نمیارن. به هر حال تمام رای هردو منطقه برای جناب (((()))) است قنبر هاج و واج از این همه اعتماد بنفس . در حالیکه در دلش از این آشنایی خوشحال بود لبخندی زد وگفت : البته ٬البته انشالله . تا خدا چه خواهد ساعتی بعد بچه ها بابا چی فکر میکنید ؟چیکار کنیم ؟ قنبر : .......فعلا که تا انتخابات خیلی وقت مونده ....... دنیا تا اونروز کلی چرخ میخوره ....... ا بعد الظهر چهارشنبه با صدای تق تق درب ٬قنبر درب حیاط را باز کرده ٬ با گروهی از آدمهای شیک و پیک روبرو می شود . یک نفر جلو آمده ومعرفی می نماید: اقای (....)کاندیدای مجلس بسیار خوش آمدید منزل خودتان است . با اجازه شما شروع می کنم جناب (....)کاندیدای مجلس هستند و ما جهت خدمت گذاری شما ومردم خدمت رسیده ایم.... قنبر :خب جناب نماینده بسیار خوش آمدید .... این روزها که بازارشما ها ماشالله شلوغه .(خدا بده برکت ادم...) والله چی بگم ما که برایمان فرقی ندارد . ولی دو روز پیش اقای ـ؟ که البته یه فامیلی باما داره و بچه عمه پسر خاله ننه دختر خاله نه حقای نمکی همین همسایه بغلیمونه . اومده بود اینجا . هر چی هم خواست که از ما قول بگیره ما فقط گفتیم به امید خدا تا چه پیش بیاد . امروز هم که شما تشریف آوردید . کاندیدا :امامن فکر میکنم هدف ما خدمت هست ودر این راه باید بهترین انتخاب شوند . وما باید تحقیق کنیم هرکه بهتر واصلح تر باشد انتخاب کنیم . قنبر :ای گل گفتی .معلومه ادم بفهمی هسی .ولی این دوره وزمونه دیگه مثل قدیم نیست خیلی چیزا فرق کرده .مهم پوله وخرج کردن ... کاندیدا :خب مش قنبر ما محتاج به دعای شماییم . راستی اینا بچه های خودتونند ؟ قنبر : اغوی نماینده راسش بخوی . مو امسال قول دادم به خودم که به هیچکی رای ندهم . چون هیچ کدومش برای من فرقی نداره . همین که رفتند مجلس دیگه .... این چهارتا هم نوکرت پسرای خودم هستند . هفتا هم دختر دارم کاندید " به سلامتی بچه ها کجا مشغولند ؟ ای بابا دست به دلم گذاشتی این یکی که ششش سالی هست که لیسانسش گرفته بیکاره . غلام هم که رو دل پدر زنشه .هیبت هم که عسلو بوده یه دوسالیه بیرونشون کردن و اومده مسافرکشی میکنه .اون یکی هم سر بازار دست فروشه . دخترام هم ( بابا مریم چایی آماده است )تمامشون درساشون تموم کردن وتوخونه نشستن . تا کی بختشون باز بشه . حالا جناب اغای نماینده والله بینم برای این بچه ها چه میکنی . ما هم به امید خدا زیر خجالت شما در میایم . مثل کوه پشتت می ایستیم کاندید :حتما حتما . بچه ها مدارکشون رو برام بفرستن انشالله در اولین فرصت . فعلا که خیلی گرفتارم . البته فعلا یه قلم کاغذ بیاورید . تا یکیشون رو معرفی کنم به جناب ایکس مشاور ریس دفتر اقای فلانی .فقط باید یه مدتی تو نوبت بمونند . تا انشالله بهشون زنگ بزنن . ادامه دارد بااینکه مدتهاست .به خودم قول داده ام وتصمیم گرفته ام در مقابل دوستان وگول خوردگان هموطنمان که با دیدن زرق وبرق و تبلیغات پر هیاهوی کشور ترکیه رنگ رخسار از چهره های زیباشان پریده وعاشق سینه چاک مکتب ترکیه وپان ترک شده اند . سخنی بر زبان نیاورم تا اب بر اسیاب انان نباشد . اما این روزها بار دگر غصه ای عظیم درون خروشانم را بیشتر به هیاهو واداشته است . آری دوستان این روزها در کشور به اصطلاح دوست وبرادر ( از دشمن بدتر )ترکیه جشن های بزرگی به مناسبت تولد حضرت مولانا جلال الدین محمد بلخی خراسانی برپا شده وبزرگان دنیای هنر موسیقی .سیاست ووو را از اقصائ نقاط جهان به سوی مملکت عثمانی فراخوانده اند .تا انها نیز یکی از بزرگان دنیای شعر وعرفان ایران زمین را آرام آرام مصادره وبه نام خویش به ثبت برسانند .برای شاعر وعارف بزرگی که حتی یک مصرع به زبان زیبای ترکی ندارد . راستی غم انگیز تر از این چیست که ما به بزرگان ونیاکان خویش به اصالت خویش ومخصوصا بزرگان هنری . علمی واسطوره ها هیچ اهمیتی قائل نگردیم . وبا دستان خویش انها را نایود سازیم . راستی همین دیروز در کازرون مگر نقش های ما را که یادگار سالها تاریخ وابهت این سرزمین بوده است را به دستان خویش فرو نریختیم . آری دوستان انگاه که ما برای خویش .ملت خویش . تاریخ وفرهنگ خویش اهمیتی قائل نباشیم . نباید غصه به تاراج رفتن تاریخ ویادگارها ودزیدن مفاخر ایران عزیز را بر دل داشته باشیم . راستی میدانید مصریها گاه وبیگاه مدعی هستند که سید جمال اسد ابادی یک مصری است .؟؟ مدتهاست در تحلیلها ومصاحبه ها ی بسیاری از بزرگان کشور میشنویم ومیخوانیم که که انتخابات باید به خوبی اداره شود وووبسیار جملاتی از این دست . اما کاش این بزرگان کشوری ولشکری یکبار برای همیشه کاملا شفاف می فرمودند .منظورشان از این جمله چیست . بدین ترتیب رسانه ای خارجی روی این جمله مانور نکنند . هم ملت تکلیف خودشان را بدانند .و خدای ناکرده ..... اکنون گوشه ای از سخنان اقای حداد عادل را با هم می خوانیم : تلاش اصلاح طلبان برای اختلاف وتفرقه در میان اصولگرایان حداد عادل تأکید کرد: احساس میکنیم رقبای اصلاحطلب ما تلاش میکنند تا اصولگرایان به وحدت نرسند و این نیز یک امر بدیهی است که از موضعگیریهای آنها در روزنامههایشان و در مجلس و در جاهای دیگر مشاهده میشود. ندارم و معتقدم که کل اصولگرایان در سراسر کشور به درجهای از بصیرت و هوشیاری رسیدهاند که میتوانند انتخابات را به حول و قوه الهی خوب اداره کرده و مجلس صالح و کارآمدی پدید بیاورند. مراقب ورود افراد ناصالح به مجلس باشیم/ ضرورت جوانگرایی منطقی و نه تبلیغاتی * در آستانه انتخابات سومین دوره مجلس شورای اسلامی هستیم. گمان نمی کنم که نقش و اهمیت انتخابات و مجلس شورای اسلامی بر کسی پوشیده باشد . بحمدالله هر چه از عمر با برکت انقلاب شکوهمند اسلامی ما می گذرد، مردم مسلمان و متعهد کشورمان به اهمیت حضور و نقش تعیین کننده خود در تمامی صحنه های انقلاب آشناتر می شوند، و راز دوام و بقا و استحکام قیام الهی خود را بهتر کشف مینمایند. * همان طور که بارها گفته ام، " مردم در انتخابات آزادند و احتیاج به قیم ندارند" و "هیچ فرد یا گروه و دسته ای " حق تحمیل فرد و یا افرادی را به مردم ندارند . جامعه اسلامی ایران، که با درایت و رشد سیاسی خود جمهوری اسلامی و ارزشهای والای آن و حاکمیت قوانین خدا را پذیرفته اند و به این بیعت و پیمان بزرگ وفادار مانده اند، مسلم قدرت تشخیص و انتخاب کاندیدای اصلح را دارند . البته مشورت در کارها از دستورات اسلامی است. و مردم با متعهدین و معتمدین خویش مشورت می نمایند. و افراد و گروهها و روحانیون در حد تذکرات قبلی در حوزه خود می توانند کاندیدا معرفی نمایند؛ ولی هیچ کس نباید توقع داشته باشد که دیگران اظهار نظر و اظهار وجود نکنند. * از آنجا که مجلس خانه همه مردم و امید مستضعفین است، در شرایط کنونی نباید کسی انتظار داشته باشد که حتما نمایندگان باید از گروه و صنف خاصی باشند . باید توجه داشت که هنوز خیلی از مسائل وجود دارد که به نفع محرومین باید حل و فصل شود . و تمیز بین کسانی که در تفکر خود خدمت به اسلام و محرومان را اصل قرار داد ه اند، با دیگران کار مشکلی نیست. * نصیحتی است از پدری پیر به تمامی نامزدهای مجلس شورای اسلامی که سعی کنید تبلیغات انتخاباتی شما در چهارچوب تعالیم و اخلاق عالیه اسلام انجام شود؛ و از کارهایی که با شئون اسلام منافات دارد جلوگیری گردد . باید توجه داشت که هدف از انتخابات در نهایت حفظ اسلام است . اگر در تبلیغات حریم مسائل اسلامی رعایت نشود، چگونه منتخب حافظ اسلام می شود. باید سعی شود تا خدای ناکرده به کسی توهین نگردد؛ و در صورتی که رقیب انتخاباتی به مجلس راه یافت، به دوستی و برادری، که چیزی شیرینتر از آن نیست، لطمهای نخورد.




(((())))هست واینها را پسر قلی خان آورده ٬ برنج و روغن ومیوه وپتوی خارجی هستش . چند تا کارت ایرانسل هم آوردن .

حدادعادل گفت: اگر گلهای نیز نسبت به هم داریم که ممکن است بجا باشد باید فکر کنیم که آیا جدایی ما منجر به پیروزی جریانی نمیشود که هیچ فرصتی برای هیچکس باقی نمیگذارد؟!
رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی خاطرنشان کرد: بعد از دوران مجلس ششم تا مدتی احساس میشد که آقایان به نتایج جدیدی رسیدهاند و در حرفهایی که در دوران اصلاحات و در مجلس ششم میزنند تجدیدنظر کردهاند اما در انتخابات سال 88 دیدیم که وقتی فرصت مناسبی برای حضور در رقابتها یافتهاند، حرفهایی بدتر از حرفهای اواخر دهه 70 به زبان آوردند بنابراین اتفاقات گذشته باید برای ما مایه عبرت شود و باور کنیم که خطر جدی است.
وی اظهار داشت: هر چند برخی از دوستان ما طور دیگری فکر میکنند اما من به شخصه نگرانی خاصی
حدادعادل اضافه کرد: من نسبت به آنچه که پیش میآید حسن ظن دارم و از خداوند متعال میخواهم به ما توفیق دهد تا به دور از شائبههای قدرت وظیفه خود را به درستی انجام دهیم.
عضو شاخص جبهه متحد اصولگرایان در ادامه با بیان اینکه به این کشور بسیار خدمت شده و در هیچ زمانی مانند امروز حاکمیت ایران اسلامی تا این اندازه در تصمیمگیریها مستقل نبوده است، گفت: باید مراقب باشیم که آدمهای ناصالح وارد مجلس نشوند؛ مجلس برای خیلیها جاذبه دارد و افرادی هستند که در فعل و انفعالات مادی ثروتهایی را اندوختهاند و آن را در تبلیغات انتخاباتی هزینه میکنند.
وی ادامه داد: در طی سه دوره اخیر پروندههایی را دیدهام که شخصی یک میلیارد تومان خرج تبلیغات کرده است در حالی که جمع حقوق دوران نمایندگی شاید به این رقم نرسد؛ شاید این افراد با این هزینههای سنگین به دنبال آن هستند که نتیجه تبلیغات خود را پس از انتخابات به صورت اضعاف مضاعف برداشت کنند.

گزیده پیام تاریخی امام (ره) که متن کامل آن در بخش ضمائم کتاب خاطرات سال ۶۷ منتشر شده ؛ بدین شرح است :
* بعید به نظر نمی رسد که در این روزها یکی از اهداف شرارتهای اخیر صدامیان در تهدید و ارعاب و ادامه بمبارانها و موشکباران مناطق مسکونی، علاوه بر سرپوش نهادن بر شکستهای پیاپی خود در صحنه های نبرد، رسیدن به این هدف باشد که حضور مردم را تحت الشعاع این جنایات قرار دهد ؛ به یاری خداوند متعال، ملت شریف ایران با حضور گسترده خود انتخابات را در موعد مقرر و با قدرت و قاطعیت برگزار می کنند؛ و مطمئناً در زیر موشک و بمب هم اگر قرار بگیرند، به پای صندوقها می روند و به تکلیف شرعی و الهی خود عمل خواهند نمود. و اینجانب تحت هر شرایطی در انتخابات شرکت می کنم.
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |



